برهان الدين محقق ترمدى
11
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
( فخر رازى 26 رحمه اللّه دوانزده علم 27 مىدانست امّا هنوز آن دوانزده علم 259 را فراموش نكرده بود [ 1 ] ) هيچ طاعتى ماوراى روزه نيست الصّوم 28 لى انا اجزى به اگر كسى همه طاعتهاى نغز بكند [ 2 ] و شكم را پر مىكند و مىخسبد به هيچ - جايى نرسد و اگر صوم را نگاه دارد بكمال و در عبادات ديگر كمابيش تقصير كند [ 3 ] به جايى برسد و ليكن بتدريج بايد تا مزاج بزيان نيايد [ 4 ] كه ما را اين كالبد [ 5 ] آلت كار دادهاند فكر و ذكر بزيان رود و از كار بماند ( جايگه خالى ببايد راست كردن و اختيار كردن تنهايى را تا ملال نيارد ) [ 6 ] وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ « 1 » يعنى سخن پوست شنودن [ 7 ] مر دل را چنان ضعيف كند كه پوست جوز خوردن مر صاحب شكم 29 را [ 8 ] . سخن مغز بايد تا قوّت دل باشد [ 9 ] جون بنده بكمال رسد و به حضرت الوهيّت پيوندد [ 10 ] و به مشاهدهء عزّت رسد [ 11 ] بعد از آن فرشتگان از آن مقام قاصر باشند كه ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ « 2 » اينك 30 گويند كه راه را نهايت نيست [ 12 ] آن راه منزلست يعنى [ 13 ] جون در شهر وصال رسى روش آن شهر را نهايت نيست آن آهوان كه در دام هو نه افتادهاند بتر از انعامند كه گوشت انعام خوردن را شايد و باركشى از ايشان آيد و ازينها آن هم [ 14 ] نيايد چنانك
--> ( 1 ) - سل : عبارات بين ( ) را ندارد . ( 2 ) - سل : طاعتها كند ( 3 ) - سل : تقصير مىكند ( 4 ) - سل : نرود ( 5 ) - سل : بما اين كالبد را ( 6 ) - سل : عبارت بين ( ) را ندارد . ( 7 ) - سل : شنيدن ( 8 ) - سل : مر شكم را ( 9 ) - سل : سخن نغز مغز بايد تا دل قوت يابد ( 10 ) - قو : بندد ( 11 ) - قو : بمشاهده رسد ( 12 ) - سل : هست ( 13 ) - سل : اما ( 14 ) - سل : اين هم ( 1 ) - قرآن كريم ، القصص / 55 . ( 2 ) - قرآن كريم ، الصافات / 164